شیخ ابوسعید ابوالخیر در راه حج
نقاشی مرد فقیرگویندشیخ ابوسعیدابوالخیرازعارفان بزرگ ومشهوراواخرقرن چهارم واوایل قرن پنجم هجری چنددرهم اندوخته بودتابه زیارت كعبه رود.باكاروانی همراه شدوچون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت،پیاده سفركرده وخدمت دیگران می‌كرد.درمنزلی فرود آمدندوشیخ برای جمع‌آوری هیزم به اطراف رفت.زیردرختی،مرد ژنده‌پوشی باحالی پریشان دیدوازاحوال وی جویاشد.دریافت كه ازخجالت اهل وعیال درعدم كسب روزی،به آنجا پناه اورده است وهفته‌ای است كه خودوخانواده‌اش درگرسنگی به سربرده‌اند.شیخ چنددرهم اندوخته خود را به وی دادو گفت برو.
مردبینواگفت:«مرارضایت نیست تودرسفرحج درحرج باشی تامن برای فرزندانم توشه‌‌ای ببرم.».شیخ گفت:«حج من،توبودی واگرهفت بارگردتو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم.»