آزمون دوره غیر حضوری تربیت قرآنی وراهکارهای آن(ویژه کلیه همکاران آموزشی واداری .رسمی وپیمانی)
لازم نيست دعا عربي باشد. ما در عربي هفده كلمه واجب است بگوييم. نماز! يك كسي ميگفت: آقا نميشود نماز را فارسي بخوانم؟ گفتم: يك ربع نماز را عربي بخوان. شبانهروز بيست و چهار ساعت، يك ربعش را هرطور خدا گفته است بخوان. بيست و سه ساعت و سه ربعش را هرطور دلت ميخواهد بخوان. نميخواهي بخواني!
وگرنه اگر خواسته باشي بخواني بيست و سه ساعت و سه ربع تو وقت براي خواندن داري. در آن بيست و سه ساعت چقدر فارسي با خدا حرف ميزني كه حالا اين ده دقيقه را ميخواهي؟ اسلام خواسته همهي مردم يك زبان مشترك داشته باشند. مثل اينكه همهي خلبانها روي كرهي زمين هرجا خواسته باشند، با هرجاي كرهي زمين صحبت كنند بايد زبانشان انگليسي باشد. همينطور كه همهي خلبانها يك زبان مشترك دارند، همهي مسلمانها هم يك زبان مشترك داشته باشند. يك ربع كه بيشتر طول نميكشد. اگر خيلي آدم خوبي هستي، بيست و سه ساعت و سه ربع وقت داري. ببينم چقدر فارسي حرف زدي. بعضيها ميخواهند فرار كنند.
زمينها هم در دعا فرق ميكند. خوب بهترين جا مسجدالحرام است. مكه هست. سر قبر پيغمبر است. اما چيزي كه دم دست ما است اين است كه دعا سر قبر عالم مستجاب ميشود. به خصوص جمعه قبل از آفتاب. دعا در مسجد مستجاب ميشود. رو به قبله مستجاب ميشود، رواياتي داريم كنار قبر امام حسين تحت قُبّه دعا مستجاب ميشود، حتي امام دهم امام هادي(ع) نماينده ميگرفت، ميگفت: اين پول را بگير. به نيابت من كربلا برو. كنار قبر امام حسين دعا كن. دعا تحت قُبّه مستجاب ميشود.
حضور قلب در دعا مهم است كه انسان بفهمد چه ميگويد. بفهمد چه ميگويد. ما بايد بعد از تلاوت قرآن ببينيم قرآن چه ميگويد؟ قرآن ميگويد: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى» (نسا/43) وقت مست سر نماز نرويد. «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» (نسا/43) اين را خطاب ميكنم به اينهايي كه در قرآن و تجويد هستند. اين آيهي قرآن است. ميگويد: «حَتَّى تَعْلَمُوا» كسي مست نماز نخواند «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» بداند چه چيزي ميگويد. آقاياني كه رو به تلاوت قرآن رفتند، بعد به ترجمهي قرآن بروند. بعد سراغ تفسير قرآن بروند. تفسير هم از اول شروع كنيد، تفسير ساده، بعد تفسير نيمه عميق، بعد تفسير عميق.
بعضيها مثلاً ادا درميآورند. مثلاً ميخواهد تفسير مطالعه كند، هنوز هيچ آببندي نشده، صاف سراغ الميزان ميرود. اينهايي كه صاف سراغ كتابهاي علمي ميروند، عبادتهاي سنگين، مثل آنها مثل بچهاي است كه تا سرما ميخورد لحاف كرسي رويش بياندازي. اين خفه ميشود. خدمت نيست.
بسم الله گفتن مهم است. «لَا يُرَدُّ دُعَاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» (بحارالانوار،ج90،ص313) بسم الله الرحمن الرحيم. قبل از دعا بسم الله بگوييد. حالا اگر حوصله كنيد من چند دقيقه ديگر طبق همهي اين حديثهايي كه خواندم يك دعا با هم داشته باشيم. چون بينندهها شب بيست و سوم بحث را ميبينند.
«لَا يَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» (بحارالانوار،ج90،ص316) دعا پشت پرده ميماند تا صلوات بفرستيد. صلوات كه فرستاديد پرده كنار ميرود. يعني صلوات در دعا اثر دارد.
«مَنْ أَدَّى فَرِيضَةً فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ» (بحارالانوار،ج82،ص321) بعد از نماز واجب يا عمل واجبي اين دعا مستجاب ميشود. «وَ أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُم» (بقره/40) شما وفا كنيد من هم وفا ميكنم. يعني قولهايي كه به خدا دادي، شما مگر نذر نكردي. اگر پولدار شوي، بخشي را به فقرا بدهي. پولدار شدي. مگر نگفتي: خدايا من فقير هستم. من وضعم خوب شود خمس ميدهم. چطور خمس ندادي؟ اينكه ميگويند: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» يعني يك تومان سهم امام و خمس مساوي با هزار تومان است. يك نفر افطاري شب بيست و سوم بدهي، انگار هزار نفر را افطاري دادي. يك مشكلي را حل كني انگار هزار تا مشكل را حل كردي. شب قدر بهتر از هزار سال يعني هركاري شب بيست و سوم بكني، همينطور است.
لقمهي حلال اثر دارد. هركس ميخواهد دعايش مستجاب شود لقمهاش حلال باشد. گاهي دعا مستجاب نميشود. روايت داريم «إِنَّ الْعَبْدَ لَيَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَة» (بحارالانوار،ج90،ص376) گاهي وقتها انسان دعا ميكند. «مِنْ شَأْنِ اللَّهِ تَعَالَى قَضَاؤُهَا» (بحارالانوار،ج90،ص376) حقش اين است كه دعايش مستجاب شود. اما يك گناهي ميكند «فَيُذْنِب» گناه ميكند، خدا به فرشتهها ميگويد: حق او بود دعايش مستجاب شود ولي چون گناه كرد. نگه داريد، استجابت نكنيد. يعني گناه مانع استجابت ميشود.
عدهاي به امام صادق(ع) گفتند: دعا ميكنيم مستجاب نميشود. ميگويد: براي اينكه شما «إنكم تدعون من لا تعرفونه» (فتحالابواب،ص296) دعا ميكنيد ولي خدا را نميشناسيد. خوب! اگر مستجاب نشد مأيوس نشويد. اين هم سفارش شده است.
6- دعا براي برقراري امنيت در كشورهاي اسلامي
چه دعاهايي بكنيم؟ در قرآن ميگويد: پيغمبرها كه دعا ميكردند، براي امنيت دعا ميكردند. «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِنا» (بقره/126) براي امنيّت، الآن شما راحت ميخوابيد. ولي وقتي نگاه ميكنيم براي ترور سيد حسن نصر الله، اسرائيل جايزه ميگذارد، ميلياردي حاضر است جايزه بگذارد، كه هركس ايشان را ترور كند. آنوقت بايد اين سيد عزيز شيعه، كه صف اول در مقابل اسرائيل ايستاده است، بايد هرشبي براي خواب سه بار جايش را عوض كند. هر شبي سه بار بايد جايش را براي خواب عوض كند. آنوقت ما كه در ايران روز قدس ميخواهيم از فلسطين و لبنان حمايت كنيم، آنوقت چهار نفر ميگويند: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران! مگر ماه رمضان نميگوييم: خدايا «اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِير» كل گرسنه، كل، كل، كل... پس امام سجاد (ع) نعوذ بالله اشتباه كرده است. بايد بگوييم: نه! اللهم اغن ايرانيها! «اللهم اشبع...» همهي ايرانيها را سير كن! خدايا بيامرز مردهي ايرانيها! شفا بده مريضهاي ايرانيها! دستمان در دست اسلامشناس نباشد، يكبار ميبيني يك شعاري ميدهيم كه متوجه نيستيم. متوجه نيستيم! آقا فلسطين به ما چه! ميدانم اگر اسرائيل، فلسطين جلويش نباشد به تو هم حمله ميكند. شما اگر لب مرز به مرزدارها دعا نكني، دشمن بالاي سرت ميآيد، در شهرت، در روستايت بالاي سر رختخوابت ميآيد. خواب راحتي كه تو ميكني صدقه سر آن كسي است كه لب مرز پست ميدهد. چون او بيدار است، تو ميخوابي. اسرائيل كل اسلام را نابود ميكند اگر يك عده جلويش نايستند.
ما بايد روز قدس را پاس بداريم. دعا كنيم. من كه كمتر روزي است به سيد حسن نصر الله دعا نكنم. به آيتالله سيستاني دعا نكنم. به مقام معظم رهبري دعا نكنم. اينها خط اول هستند. آمريكا ميخواهد اينها نباشند. دعاي امام سجاد به مرزداران. اين يعني چه؟ يعني درست است اينها طرفدار بني اميه هستند. ولي چون مرزدار هستند، بايد دعايشان كرد. من يكبار ديگر هم اين را گفتم. حالا بگذاريد تكرار كنم.
من در هواپيماي توپولف كه مينشينم. حالا خلبانهايش ايراني هستند. قبلاً خلبانهايش روسي بودند. كمونيست بودند. اما من براي همين كمونيست هم آيتالكرسي ميخواندم. گفتند: بابا كمونيست است. مسلمان نيست. گفتم: ببين اين اگر پايين بيافتد، من هم پايين ميافتم. (خنده حضار) يك كسي كه لب مرز است، بايد دعايش كرد. نبايد بگوييم: بابا اينها طرفدار بني اميه هستند. ما حرفمان اين است كه يك گرسنه روي كرهي زمين باشد، مسئول هستيم. شيعه باشد، سني باشد، مسلمان باشد. كافر باشد. اگر يك كافري تشنگي ميكشد، ما حق داريم بيتفاوت باشيم. امام سجاد(ع) به يك نفر گفت: برويد ببينيد فلاني چه مشكلي دارد؟ دست تكان ميدهد. در بيابان در سفر. رفتند و برگشتند. گفت: چه مشكلي داشت؟ گفتند: آب ميخواست. گفت: به او دادي؟ گفتند: نه! به او نداديم. يهودي بود. گفت: يهودي باشد، آبش بدهيد. آبش بدهيد.
از اميرالمؤمنين(ع) ياد بگيريد. ابن ملجم قاتلش بود، ليوان شير آوردند، فرمود: بخشي را به اين قاتل بدهيد. گفت: آقا قاتل تو است. گفت: قاتل باشد. مگر قاتل شكم ندارد. ما خيلي با قرآن فاصله داريم. خيلي با اهل بيت فاصله داريم. ما هزار و يك مشكل هم داشته باشيم، قرآن بخوانم. قرآن ميگويد: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراء» (توبه/60) زكات بگيريد، به فقراي مسلمان بدهيد. اما بعد ميگويد: به غير مسلمانها هم بدهيد. «وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُم» (توبه/60) آيهي قرآن است. يعني حتي اگر كسي مسلمان نيست، اگر گرسنهاش است به او بدهيد بخورد. يعني زكات از مسلمان بگير شكم كافر را سير كن. كافر خوشبين شود. قلبش جذب شود.
دعا براي امنيّت، براي اقامهي نماز، براي ذُريّه، براي حسن عاقبت، حالا... براي اينكه آدم ثابت قدم باشد. بد عاقبت نشود. براي علم دعا بكنيد. «رَبِّ زِدْني عِلْماً» (طه/114) براي والدين دعا كنيد. «رَبَّنَا اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَي» (ابراهيم/41) براي اينكه اول و آخر يكسان باشد. «أَدْخِلْني مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْني مُخْرَجَ صِدْق» (اسرا/80) بعضيها ورودشان خوب است. بد عاقبت ميشوند. نه يعني آدم هميشه يكدست بماند. اين از اول تا حالا يكدست مانده است. دائم رنگ عوض نكرده است. براي اينكه روح شما باز باشد. دعا كنيد «رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري» (طه/25) خدايا روح باز به من بده. روح كوچك نباشد. به خاطر يك فحش براي هميشه قهر كنم. به خاطر يك... بعضيها روحشان كوچك است.
7- ذكر اسماء حسني پيش از دعا
حالا... عرض كنم كه در قرآن يك عبارت داريم سه بار تكرار شده است. «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى» (اعراف/180) اين كلمهي «الْأَسْماءُ الْحُسْنى» سه بار در قرآن آمده است. «فَادْعُوهُ بِها» (اعراف/180) گفته ميخواهيد دعا بخوانيد با اسما الحسني دعا كنيد. من اين دعا را ميخوانم. باهم هركس پاي تلويزيون است بخواند. 99 تا اسم است. يك دقيقه و نيم طول ميكشد. قرآن ميگويد: اگر خدا را به اين اسمها بخوانيد دعاي شما مستجاب ميشود. «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» يعني دعاي شما با اين 99 تا باشد.
اول بسم الله بگوييم. بسم الله الرحمن الرحيم. «يا اللَّه، الاله، الواحد، الاحد، الصمد، الاول، الآخر، السميع، البصير القدير، القادر، العلي، الاعلي، الباقي، البديع، البارئ، الاكرم، الباطن، الحي، الحكيم، العليم، الحليم، الحفيظ، الحق، الحسيب، الحميد، الحفي، الرب، الرحمن، الرحيم، الذارء، الرزاق، الرقيب، الرؤف، الرائي، السلام، المؤمن، المهيمن، العزيز، الجبار، المتكبر، السيد، السبوح، الشهيد، الصادق، الصانع، الظاهر، العدل، العفو، الغفور، الغني، الغياث، الفاطر، الفرد، الفتاح الفالق، القديم، الملك، القدوس، القوي، القريب، القيوم، القابض، الباسط، قاضي الحاجات، المجيد، المولي، المنان، المحيط، المبين، المغيث، المصور، الكريم، الكبير، الكافي، كاشف الضر، الوتر، النور، الوهاب، الناصر، الواسع، الودود، الهادي، الوفي، الوكيل، الوارث، البر، الباعث، التواب، الجليل، الجواد، الخبير، الخالق، خير الناصرين، الديان، الشكور، العظيم، اللطيف، الشافي»
خدايا آنچه شب قدر امسال براي خوبان مقدّر ميكني، همهي آنها را براي همهي ما مقدّر بفرما. خدايا اسرائيل را نابود، حاميانش را قلع و قمع، كلمهي حق را عزيز و كلمهي باطل را سرنگون بفرما.
اموات ما، خود ما بيامرز. بيماران ما را شفا بده. به بيكارها كار خوب، به بيسوادها علم مفيد، به بيمارها شفا، به كدورتها صفا، به بيمسكنها مسكن خوب، به بيهمسرها همسر خوب، به بيفرزندها فرزند خوب، سفرها بيخطر، توطئهها خنثي، توطئهگران نا اهل نابود بفرما.
ايمان كامل، بدن سالم، عقل قوي، علم مفيد، عمر با بركت، رزق حلال، عزت دنيا و آخرت، حسن عاقبت، به همهي ما مرحمت بفرما.
خدايا شب قدر فرشتهها خدمت حضرت مهدي(عج) ميرسند. سلام ما را به امام زمان برسان. قلبش را از الآن تا ابد از ما راضي و ما را از بازوها و ياران مخلص حضرت مهدي(ع) قرار بده. ظهورش را تعجيل بفرما.
و علمايي كه به گردن ما حق دارند و از دنيا رفتند با محمد و آل محمد محشور كن. و مراجع و علما و رهبر عزيز كه هستند، در پناه امام زمان حفظ بفرما. كمتر از آني ما را به خودمان واگذار مكن. حديث داريم ماه رمضان تمام شود كسي بخشيده نشود خيلي بدبخت است. ما را از بدبختها قرار نده. از غافلين در دنيا و از خاسرين در دنيا و آخرت و از اهل حسرت يومالحسره قرار نده. ما را مقيم دين، مقيم زكات و نماز و همهي احكام قرار بده. مرگ را مثل گل بو كنيم. مردن را اول راحتي، سكرات مرگ آسان، شب اول قبر شب اول راحتي، روز قيامت روز سرافرازي ما قرار بده. ما را از آنهايي قرار بده كه در قرآن ستايش كردهاي. در قلب ما كينهي كسي را قرار نده. حب دنيا از قلب ما بيرون بفرما. شرك را از قلب ما بيرون بفرما. تمام دعاهاي اوليا خودت را در حق ما مستجاب و ما را مشمول دعاي خاص امام زمان(ع) قرار بده.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين، بعدد ما احاط به علمك! الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي
سر سفرهي قرآن هستيم. سر سفرهي رمضان هستيم. سر سفرهي وحي هستيم. موضوع بحث ما تربيت است كه در اين جلسه وارد شيوههاي تربيت ميشويم. اولين شيوه، شيوهي محبت است. قرآن بخوانم. قرآن ميفرمايد: «هُوَ الَّذي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» (احزاب/43) وقتي خداوند ميخواهد مردم را از ظلمات به نور دعوت كند اول ميگويد: «يُصَلِّي عَلَيْكُمْ» خداوند بر شما صلوات و درود ميفرستد، تا شما را در سايهي درود و صلوات از ظلمات به نور دعوت كند. نميشود گفت به يك نفر كه احمق آدم خوبي باش! بايد گفت: برادر، عزيزم، خواهرم، با حرف زشت نميشود. حديث داريم اگر ميخواهيد مردم گوش به حرف شما بدهند، اسم مردم را با ادب ببريد.
مسألهي محبت در قرآن و روايات زياد است. عرض كنم به حضور شما كه علاقهي به خوبيها در انسان است. مثلاً به چه چيزي علاقه داريم. خدا مثلاً ميخواهد ما را از ظلمات به نور دعوت كند، علاقههاي مارا تنظيم كرده است. موضوع بحث ما تربيت است. دراين جلسه شيوهها. اولين شيوه، شيوهي محبت است.
1- دعوت به نيكيها، از طريق دوستيها و علاقهها
گاهي از من ميپرسند پسرم، دخترم، شوهرم، همسرم، برادر خانم من، داماد من، راجع به نماز سنگين است. چه كنم؟ من چند تا راه دارم يكي اين است. ميگويم: اين آقايي كه، اين خواهري كه نمازش برايش سنگين است، سخت نماز ميخواند، اين به چه كسي علاقه دارد؟ ببين به چه كسي علاقه دارد. به آن كسي كه علاقه دارد بگو با او كار كند. ممكن است حرف شما در او اثر نكند. اما حرف استادش، حرف مربياش، حرف فلان قهرمان، فلان دكتر، فلان تاجر، فلان ورزشكار، ببين اين به چه كسي علاقه دارد؟ چون اگر علاقه داشته باشد، به حرفش گوش ميدهد.
محبت، ما به چيزهايي علاقه داريم. مثلاً هركسي علاقه دارد كه خدا ياد او باشد. علاقه داريم. علاقههاي انسان، علاقههاي انسان به چه چيز؟ به اينكه خدا مرا ياد كند. خدا ما را فراموش نكند. «وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا» (مريم/64) قرآن ميگويد: خدا هيچكس را فراموش نميكند. منتهي ميگويد: چون تو خدا را فراموش ميكني. خدا هم برخوردش با تو برخورد كسي است كه فراموش شده باشي.
قرآن ميگويد: راهش چيست؟ ما دوست داريم محبوب باشيم. ما دوست داريم عزيز باشيم. ما دوست داريم تكيهگاه قوي داشته باشيم. ما دوست داريم سياست و تدبير كامل داشته باشيم. برنامههاي ما هدر نرود. ما دوست داريم آيندهي تضمين شده داشته باشيم. آيندهي ما تضمين شده باشد. ما دوست داريم ابدي باشيم. محو نشويم. ما دوست داريم به آخرين درجهي كاميابي برسيم. اينها علاقههاي ما است. خداوند كه ميخواهد ما را هدايت كند، از همين راه علاقهها ما را هدايت كرده است.
بسم الله! هميشه «فَاذْكُرُوني أَذْكُرْكُمْ» (بقره/152) تو ياد من باش، من هم ياد تو هستم. تو ياد من باش، من هم ياد تو هستم. تو حرفهاي مرا گوش بده، من هم دعاهاي تو را مستجاب ميكنم. اين بحثها در آستانهي شب قدر پخش ميشود. گاهي ميپرسند چرا خدا دعاهاي ما را مستجاب نميكند؟ جوابش اين است. تو چقدر گوش به حرف خدا دادي، كه حالا خدا گوش به حرف تو بدهد؟ ميگويد: مگر خدا نگفته: «ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ» (غافر/60) خدا قول داده است «اَستَجِب» يعني دعا كن من مستجاب ميكنم. «أَسْتَجِبْ لَكُمْ» ميگويم: اين يك آيهي قرآن است. يك آيهي ديگر هم داريم. ميگويد: «اسْتَجيبُوا لِلَّه» (انفال/24) يعني خدا گفت: تو هم استجابت كن. اين آقا «أَسْتَجِبْ لَكُمْ» را بلد است. آيه «اسْتَجيبُوا لِلَّه» را فراموش كرده است... اين آيه ميگويد: اگر خدا يك چيزي گفت تو گوش بده، خدا هم ميگويد: تو هم دعا كردي، من گوش ميدهم. اين ميگويد: نه، از يك طرف! من گوش نميدهم. اما خدايا بده بيايد. نميشود! «أَسْتَجِبْ» داريم. «اسْتَجيبُوا» هم داريم. «اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم» (انفال/24)
2- خداوند، بهترين رفيق انسان
دعاي جوشن كبير هست شب قدر ميخوانند. «يا نعم الرفيق» خدا خوب رفيقي است. چرا ما با خدا رفيق نميشويم؟ چه كسي به ما چه چيزي داده است؟دولت يك لامپ به ما ميدهد پول به او ندهيم، برق را قطع ميكند. خدا صبح تا شب «وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً» (نباء/13) هر روز صبح به صبح خورشيد ميآيد، نور خانه و نور مزرعه و نور شما را تأمين ميكند، يك ريال هم نميدهيم. يك لامپ برق، يك رشته برق پولش را از شما ميگيرند. ندهي، برق را قطع ميكند. دو ساعت كمكاري كني از اداره بيرونت ميكنند. تخلّف، توبيخ كتبي، شفاهي، صبح تا شب تخلّف ميكنيم خدا هيچ كاري به ما ندارد. خدا خوب رفيقي است. غلطهايي كرديم كه هركس بفهمد فتوكپياش را تكثير ميكند، در شهر پخش ميكند. خدا همهي غلطهاي ما را ميداند و آن را پخش نميكند. خوبيهايمان را ظاهر ميكند. «أَظْهَرَ الْجَمِيلَ» (بحارالانوار،ج6،ص7) عيبهاي ما را ميپوشاند «وَ سَتَرَ الْقَبِيح» (بحارالانوار،ج6،ص7)
در دعا داريم امام سجاد (ع) ميگويد: هرچه خلاف ميكنم، ميپوشاني. خلاف دهم را ميپوشاني. خلاف چهلم را ميپوشاني. «كَأَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنِي» (بحارالانوار،ج95،ص87) خدايا انگار تو از من خجالت ميكشي. من هرچه خلاف ميكنم ميپوشاني. انگار تو از من خجالت ميكشي. «كَأَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنِي» خدايا تو خدايي هستي كه من هروقت هرچه خواستم، به من دادي. من خودم همينطور هستم. يعني واقعاً يك آن، يك آن جواب يكي از سؤالات خدا را نميتوانم بدهم. شوخي نميكنم. جدي ميگويم.
الآن اگر خدا از من بپرسد: آقاي قرائتي چند سال است در تلويزيون هستي؟ سي سال است. تقريباً سيو يك سال است. ميليونها مغز و مخ و قلب را در اختيار تو گذاشتم. بله، تو دو ركعت نماز خواندي. يك قلب در اختيار من گذاشتي؟ تو يك دل داشتي. تو يك دل به من ندادي. ولي من ميليونها دل را به تو دادم. ما چه ميگوييم؟ من چه ميگويم؟ داريم كه بعضي سؤالهايي كه خدا ميكند. انسان ميگويد: خدايا سؤال نكن. من را جهنم بفرست، شرمندهام نكن. هيچكدام از سؤالها را نميتوانيم جواب بدهيم.
3- خداوند، سرچشمه عزّت و قدرت
انسان به اين علاقه دارد كه عزيز باشد. ميخواهيد چه كسي عزيز باشد؟ بعضي كشورهايي كه چه بگويم؟ چه لقب زشتي به آنها بدهم؟ هيچي! معلم قرآن هستم حيا كنم. بعضي كشورهاي بگويم: كذايي! فكر ميكند اگر پرچم آمريكا را روي كشتياش بزند، در سايهي پرچم آمريكا اين عزيز ميشود. قرآن ميگويد: «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً» (نسا/139) عزت براي خداست. «أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ» (نسا/139) تو پرچم آمريكا روي كشتيات ميزني تا از آبها با افتخار عبور كني؟ تو عزتت را از آمريكا ميخواهي؟ رؤساي جمهور آمريكا چقدر در دنيا عزيز هستند؟ «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً»، «جَميعا» ميداني يعني چه؟ معنايش را بلد هستيد ديگر؟ «جميعا» يعني تمام عزت براي خداست. اگر يك درصدش براي آمريكا بود، خدا دروغ گفته بود نعوذ بالله!كه ميگوييم: خدا 99 درصد عزت براي تو است. البته يك درصدش هم براي آمريكا است! اين فكر ميكند كه اگر برود كانادا زندگي كند، عزيز ميشود. آنجا راحت ميشود. اينطور نيست. اينطور نيست كه اگر كسي آنجا برود، «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً» مگر تكيهگاه نميخواهي؟ «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعا» (بقره/165) اينها كه ميگويم قرآن هست. ببينيد چند تا «جميعا» در قرآن داريم. يعني يك درصدش هم از مردم نيست. «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً»، «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعا»
اگر ميخواهي سياست تو خوب باشد، بايد با توكل باشي. وگرنه بسياري از سياستمدارهاي دنيا با اينكه دكترهاي سياست دارند، برنامهريزي ميكنند، تدبيرشان هوا ميرود. «أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في تَضْليلٍ» (فيل/2) تدبير كردند. اوه...! ماجراي هليكوپترهاي آمريكا ميداني چقدر مخ كار كرد؟ مخهاي نظامي، مخهاي حقوقي، مخهاي سياسي، مخهاي امنيتي، مخهاي تبليغاتي، همهي مخهاي آمريكا براي حمله به ايران تدبير كردند. يك مرتبه شن طبس همه را به هم ريخت. تدبير براي خداست.
حالا...مكر همه براي خداست. تدبير براي خداست. ولذا در دعا داريم خدايا تو تدبير كن، به جاي اينكه خودم تدبير كنم، ممكن است يك ملاحظاتي را نكنم و از همان راههايي كه ملاحظه نكردم، سيلي بخورم. ما ديگر به اين فكر نكرده بوديم.
هركسي دلش ميخواهد آيندهاش تضمين شده باشد. در قرآن آياتي داريم ميگويد: «وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً» (نسا/59) «وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً» يعني اگر اين كار را بكني، آيندهات تضمين شده است. آيندهات تضمين شده است.
4- جاودانگي، در گرو خدايي شدن
خيليها ميخواهند ابدي باشند. قرآن چقدر آيه داريم ميگويد: «خالِدينَ فيها» (بقره/162) اگر ميخواهي ابدي باشي، بايد خدايي باشي. دنيا ميپرد. دنيا «زَهْرَة» (طه/131) «زَهْرَة» يعني غنچه. براي هيچكس گل نميشود. «عَرَضَ» (نسا/94) خدا در قرآن به دنيا «عَرَضَ» گفته است. «عَرَضَ» يعني عارضي است. يعني مثل عطر ميپرد. اگر ميخواهي ابدي باشي بايد خدايي باشي. شاه عباس كاخ و تخت و حرمسرا و همه چيزش پريد. فقط كاروانسراي شاه عباسي ماند. اين هم به خاطر اينكه در جادهي كربلا و امام رضا بوده است. چيزي كه خدايي باشد، «وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة» (بقره/138) شما پدرت ميميرد، پدربزرگت ميميرد، فوقش تا چهلم و يك سالگرد هم ممكن است بگيري، ممكن است نگيري. امام حسين هزار و دويست سال است، سال به سال عاشورا پررنگتر ميشود. كار خدايي ميماند. موسي ماند. عيسي ماند. مخالفين پريدند. بنياميه پريد. امام حسين ماند. اگر ميخواهيد ابدي باشيم، خدايي باشيم. اگر ميخواهيم همهي كاميابيها را داشته باشيم.
«وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ» (زخرف/71) قرآن ميگويد: بهشتيها هرچه دلشان بخواهد، هست. شما وقتي اصفهان ميروي، سيو سه پل را كه يك خرده نگاه ميكني، دفعهي اول برايت لذيذ است. دفعهي دوم ديگر حالش را نداري. الآن شوفرهاي تاكسي اصفهان از ديدن سيو سه پل كيف نميكنند. ديگر برايشان عادي شده است. ولي قرآن ميگويد: بهشتيها هرچه نعمت را ميبينند كيف ميكنند. مثل لذتهاي دنيا نيست كه چهار بار سيو سه پل را ببيني ديگر مزه نداشته باشد. «وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُن» (زخرف/71) يعني هرچه نگاه كني لذت ميبري. چه كنيم مردم را به خير دعوت كنيم؟ ببين مردم چه چيزي دوست دارند. بگو: هرچه دوست داري به تو ميدهم، بيا سمت من! از راه محبت. اولين راه تربيت محبت است.
آدم دوست دارد، محبوب باشد. خوب محبوب خدا باشيم. محبوب مردم باشيم كه چه؟ ممكن است مشهور باشي، ولي محبوب نيستي. يك صلواتي بفرستيد. (صلوات حضار)
روز عيد قربان مكه بوديم. كنار مكه سرزمين منا است كه حاجيها بايد گوسفند بكشند. سر بتراشند. مراسمي دارد. يك مسافت طولاني هم بين خيمهي ايرانيها و آنجايي كه بايد آن عمل را انجام بدهند هست. يك چند كيلومتري بايد رفت و برگشت. بند كفش ما پاره شد. هوا بالاي 50 درجه داغ بود. همينطور روي آسفالتها بالا ميپريدم، اوه... پايم ميسوخت. ايرانيها هم حاج آقا سلام!حاج آقا سلام! سلام! اين همه ايراني ما را شناختند، همه هم سلام كردند، يكي نفر يك دمپايي به من نداد. (خنده حضار) البته بنده هم ميبودم دمپايي نميدادم. چون پاي خودم ميسوزد. ايرانيها عيبي ندارند. بيوفا نيستند. من خودم هم باشم اينكار را نميكنم.
ماه رمضان اگر تمام شود. شب قدر يك سرمايه است. قرآن سرمايه است. يك كاري كنيم خدا دوستمان داشته باشد. خدا هم زود آدم را دوست دارد. خدا زود راضي ميشود. دعاي كميل را كه خوانديد. ميگويد: «يا سريع الرضا» «سريع الرضا» يعني خدا زود راضي ميشود. يك كلمه ميگويي: خدايا بد هستم مرا ببخش. ميبخشد. راست بگويي. خدا زود راضي ميشود. خدا يكي است. «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» (اخلاص/1) زود هم راضي ميشود. مردم هم خيلي هستند، هم زود راضي نميشوند. حالا يك نفر را كه زود راضي ميشود سراغش برويم، يا مردمي كه هم خيلي هستند، هم دير راضي ميشوند. «يا سريع الرضا»
5- مغفرت همراه با رحمت، ويژگي عفو الهي
افرادي از زندانيها ميبخشند. عفو به آنها ميخورد. زندانيها را ميبخشند.اما خدا زندانيها را كه ميبخشد، نميگويد: تو را ميبخشم. ميگويد: «غفورٌ رَحيم» (بقره/173) حدود بيش از 50 مرتبه در قرآن «غفور» و «رحيم» با هم آمده است. ديشب شمردم. ولي الآن عددش از ذهنم رفت. ولي بالاي 50 تا بود. غفور است يعني ميبخشد. بعد ميگويد: دوستت هم دارم. زندانيهايي كه عفوشان ميكنند، او را ميبخشند. ديگر دوستش ندارند. بخشيدمت. خلافكار بودي تو را بخشيدم. اما ديگر دوستت ندارم. ولي خدا هم غفور است، هم رحيم. «يُحِبُّ الْمُتَّقينَ» (آل عمران/76)، «يُحِبُّ التَّوَّابين» (بقره/222)، «يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ» (بقره/222) «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» (صف/4) خدا دوست داردآن رزمندههايي را كه مثل چدن متحّد در مقابل دشمن صف آرايي ميكنند.
هركسي دوست دارد كنار بچهاش باشد. ميگويد: در يك خيابان خانه بخريم، به بچههايمان نزديك باشيم. بچهها بيايند كنار خودمان. قرآن ميگويد: نميخواهي كنار بچههايت باشي. «أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ» (طور/21) در بهشت فاميلها را به هم متصّل ميكنم. شما مكه كه ميروي، مشهد كه ميروي، ميخواهي مثلاً يك جايي بروي كه به فاميلهايت نزديك باشي.
تنوّع دوست داري. در بهشت جنّات است، يك جنّت نيست. باغها، نهرها، حالا...
هركسي دوست دارد خدا او را ببخشد. خدا ميگويد: «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا» (زمر/53) من همه گناهان را ميبخشم. اسلام بن بست ندارد. كه بگويد: من اين گناه را كردم ديگر من قابل بخشش نيستم. اينطور نيست. يك كسي پردهي كعبه را گرفته بود، ميگفت: اي خدا! من را ببخش. بعد ميگفت: ميدانم نميبخشي! گفتند: چرا چنين ميگويي؟ گفت: آخر نميدانيد من چه جنايتي كردم. گفتند: چه كردي؟ گفت: من از آن هايي بودم كه از يزيد پول گرفتم، بروم كربلا امام حسين (ع) را بكشم. امام سجاد (ع) فرمود: اينكه ميگويي خدايا ميدانم نميبخشي، مأيوس شدي، فكر ميكني به بنبست رسيدي، اين يأس تو از گناه شركت در كربلا براي تو بيشتر است. هيچكس مأيوس نباشد. منتهي راست بگوييم.
پولدار شدي به چه قيمت؟ به قيمت اينكه ترياك تقسيم كني؟ تصميم بگيريم نكنيم. اين همه كلاهبرداري كردي چه شد؟ فكر كردي مثلاً كلاهبرداري كني، از مردم بچاپي پول تو زياد ميشود؟ اگر رزقت نباشد خدا يك حادثه پيش ميآورد، آنچه گير آوردي، جمع كردي يكجا در چاله ميافتد. از گلويت پايين نميرود. «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُم» (زخرف/32) «نَحْنُ قَسَمْنا» يعني قسمت تو، رزق تو دست من است. دست تيزبازي نيست. حديث داريم خداوند گاهي آدمهايي كه هزار و يك فرمول مارمولكي بلد هستند، با همهي راههاي وسوسه و شيطنت همهي زرنگيها را ميكنند، هشتشان گرو نه و نهشان گرو هشت است. و آدمهايي هستند هيچ شيطنت و سياستبازي ندارند، زندگيشان در رفاه و آسايش است. حديث داريم خداوند افرادي را در جامعه اينطور ميكند تا به زرنگها بگويد رزق به زرنگي نيست.
6- برخوردهاي خداوند، عكس العمل رفتار و گفتار ما
مشتري ميآيد. «حي علي الصلاة» حيف است از صبح تا حالا بيكار بوديم، حالا مشتري آمده است. نمازمان را عصري ميخوانيم. خوب خانم بله اين جنسش خوب است. رنگش هم ثابت است. خيلي خوب، مؤذن مرتب گفت: «حي علي الصلاة» اين گفت: نه مشتري! «حي علي الفلاح» مشتري! اين بازاري از اين مشتري دل نميكند. به خيال خودش يك سودي برد. شد؟ عصر چه ميشود؟ عصر هم يك مشتري ميآيد در مغازهي ايشان، جنس را ميبيند. بعد ميگويد: حالا برويم آن طرف بازار ببينيم چه خبر است؟ در آن خيابان را هم بگرديم. ميآيد و برميگردد. كه اگر اول وقت نماز ميخواند خدا به دل مشتري ميانداخت از اين خريد كند. چون اين نرفت نمازش را بخواند، خدا به دل اين مياندازد از دكان اين برو. او را معطّل بكن، يك ربع وقت او را بگير. آخر هم بگو: برويم آنطرف ببينيم چه خبر است؟ تو را سر كار ميگذارد. تو خدا را سر كار گذاشتي، خدا تو را سركار ميگذارد. «زاغُوا أَزاغَ» (صف/5) «تَنصُر ... يَنصُر» (محمد/7). وقتي ميگويند: «حي علي الصلاة» دل بكن. مشتري! خوب مشتري باشد. بگو: خدايا به خاطر الله اكبر! يعني تو بزرگتر از مشتري هستي. بروم نماز بخوانم. اگر رزق من باشد عصري خواهد آمد يك مشتري ديگر ميآيد از من ميخرد. اينطور نيست كه ما فكر ميكنيم. اينطور نيست كه ما فكر ميكنيم. محاسبات غلط، محاسبات غلط، دائم محاسبات غلط!
يك كسي به من نصيحت ميكرد ميگفت: آقاي قرائتي يك مدتي در تلويزيون نيا! گفتم: چرا؟ گفت: آخر بگويند: قرائتي نيست. كجاست؟ بعد بيا بگويند: آمد! گفتم: اي بابا! (خنده حضار) چه كسي ميگويد: او كجاست؟ چه كسي ميگويد: آمد! الكي دلت خوش است. گفت: نه اگر زياد بيايي در تلويزيون ديگر مردم به حرفت گوش نميدهند. واقعاً اينطور است؟ ممكن است كسي سي سال در تلويزيون باشد مردم به حرفش گوش بدهند، ممكن است كسي سالي يكبار در تلويزيون بيايد مردم گوش به حرفش ندهند. دلها دست ما نيست. دست خداست. عزت و ذلت هم دست خداست. يكوقت يكجايي نشستند گفتند، اينطور نيست كه ما ميگوييم. اينطور كه ما ميگوييم نيست. ما بيخود براي عزت خودمان دست و پا ميزنيم. حالا...
چه ميخواهي؟ هرچه ميخواهي به تو ميدهم. ابديّت، «خالِدينَ فيها» يعني تا ابد هستيم. انواع لذتها «ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُس» زيباترين خانمها «وَ حُورٌ عينٌ» (واقعه/22) شوهر دوست «وَ كَواعِبَ أَتْراباً» (نباء/33) ظرفهاي آكبند آكبند! «مَخْتُومٍ» (مطففين/25) مُهر خورده، يعني كسي لب به اين ليوانها نزده است. لازم نيست بروي بچيني. «قُطُوفُها دانِيَةٌ» (الحافة/23) شاخهاش جلو ميآيد. شاخه جلو ميآيد. «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحيمٍ» (يس/58) خدا به تو سلام ميكند. از يك چيزي دل بكن. اين حرف لغو را نشنو. اين فيلم را نبين. سراغ اين درآمد حرام نرو. اين رشوه را نگير. اين كلاهبرداري را نكن. خدا قول داده است.
7- دل كندن از جان و مال، راه دريافت مدالهاي الهي
تمام پستهايي كه در قرآن است، ميگويد: به آنهايي دادم كه دل كندند. يوسف از شهوت دل كند، خدا عزيزش كرد. ابراهيم از جانش دل كند، خدا ابراهيمش كرد. از زن و بچهاش در مكه دل كند، خدا مكه را مركز قيام قرار داد. از اسماعيلش دل كند، چاقو روي گردنش گذاشت. گفت: نميخواستم. ميخواستم تو را امتحان كنم. خدا ابراهيمش كرد. از خواب دل كند، از شكم دل كند، بايد از يك چيزي دل بكنيم. ماه رمضان براي همين است كه دل بكنيم.
خدا اجر ميدهد. در قرآن اجرهاي خدا، اجر خالي داريم. بعضي آيات ميگويد: اجر عظيم، بعضي ميگويد: اجر كبير. بعضي ميگويد: اجر كريم. كبير، كريم، «أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ» (فصلت/8) اجر دائمي، غير قطعي، منتهي هرچه دوست داري خدا به تو ميدهد. هرچه دوست داري خدا به تو ميدهد. همهي عيبها را ميداند. آبرويت را نميريزد. يك نوكر مفت خدا به ما داد، پدر! يك كُلفَت مفت، مادر! اين بچهي كوچولو وقتي به دنيا ميآمد هيچي نميتواند، نميتواند راه برود. نميتواند حرف بزند. خوب سر تا پاي بچه ضعف است. يك نوكر مفت، يك كلفت مفت، شبانهروز، سه شيفت، مجاني با عشق! خوب اين مهر را خدا در دل مادر گذاشت. اين مهر را نگذارد، مادر تو را دور مياندازد. خدا اينقدر مهربان است، خدا ارحمالراحمين است. «فَلَمْ أَرَ مَوْلًى كَرِيماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِيم» (بحارالانوار،ج91،ص132) در دعا ميگويد: خدايا، نديدم مولاي كريمي اينقدر روي بنده گناهكارش حوصله كند. «تَخَلَّفَ سُكَّانُ أَرْضِك» (بحارالانوار،ج88،ص200) مردم گناه ميكنند. اما اصلاً به روي خود نميآوريم.
خدايا معرفت ما را آن به آن به خودت بيشتر بفرما. محبت خودت را به ما بچشان. ايماني به ما بده كه به خاطر محبت تو دنبال خلاف نرويم. ولو اين فيلم و اين ماهواره، اين نوار، اين كتاب، اين آدم را ولو دوستش دارم، ولي چون تو اين را دوست نداري، به خاطر رضاي تو دل بكنيم. هرچه شب قدر براي خوبها مقدّر ميكني، براي همهي ما مقدّر بفرما.
بسم الله الرحمن الرحيم
خوب! ماه رمضان 89 است و بحث هم هفده شهريور بينندهها پاي تلويزيون ميبينند كه از نظر شغلي روز مبارزه با بيسوادي در دنيا است كه بحمد الله ما الان صدها يعني چند صد روستا و دهها شهر داريم، در همين استان مركزي، امثال تفرش و اينها، نيمي از شهرهاي استان و بسياري از روستاها در كل ايران جشن گرفته شد، جشن اينكه ديگر بيسوادي در آنجا برطرف شد، البته مراد من از بيسوادي، بيسوادي تا پنجاه سال است. بين ده سال تا چهل و نه سال! و مراد من هم از محو يعني تا نود و پنج، شش درصد رسيديم. چون هيچ باغباني به خاطر سه عدد گردو در باغ را باز نميگذارد. ديگر وقتي گردوهايش را زدند، ممكن است يكي دو گردويي آن نوك باشد. ديگر نميشود باغ را به خاطر دو گردو نگه داشت.
ما به لطف خدا، در محو بيسوادي نهضت سوادآموزي موفق بوده است، پنج شش مدال از يونسكو گرفته است. و شاه كه رفت، پنجاه درصد تقريباً بيسواد بودند، الان ميانگين بين دوازده تا پانزده درصد بيسواد هستند. به هر حال از همهي آموزشيارهاي نهضت و نوسوادها و كارمندان تشكر ميكنيم. و به روح امام كه نهضت سوادآموزي را بنيانگذاري كرد، صلوات ميفرستيم. (صلوات حضار)
همچنين هفده شهريور روزي است كه بيشترين شهداي انقلاب در تهران ميدان ژالهي آن زمان كه ميدان شهداي امروز است، جمعيت انبوهي شهيد شدند و هيچ روزي در ايران به اندازهي هفده شهريور در زمان شاه خون ريخته نشد. خداوند انشاءالله بر عذاب قاتلين بيفزايد و روح شهداء را با شهداي كربلا محشور به بازماندگانشان صبر و اجر مرحمت بفرمايد.
عرض كنم كه دربارهي اين مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل كه بعد از نماز ميگوييم، بعضي از مقدسين ميگويند: اينها كه در صدر اسلام نبوده است. من يك چيزي به شما بگويم. اول اينكه كسي حق ندارد درباره اسلام قضاوت كند، مگر كسي كه دهها سال در اسلام كار كرده باشد. من يك حديثي براي شما ميخوانم، ببينيد اين مرگ بر آمريكا در صدر اسلام بوده است، يا نه! مرگ بر آمريكا را نه، ولي مرگ بر فلاني و مرگ بر فلاني بوده است.
1- نفرین امیرالمؤمنین بر والی خائن ری
اميرالمؤمنين(ع) يك نماينده در ري داشت، ايشان بايد زكات را ميگرفت و تحويل ميداد. مثلاً وقتي ميگفتند: دو ريال زكات بگير، ايشان سه ريال ميگرفت، يك ريالش را برميداشت، دو ريالش را براي حضرت امير(ع) ميفرستاد. تا حضرت امير(ع) ديد اين نمايندهاش خيانت ميكند، عزلش كرد. گفت: او را بگيريد و يك نفر هم مثلاً او را دست بسته تحويل من بدهد. چون حضرت امير(ع) با نمايندگانش كه بد بودند، برخورد خيلي انقلابي ميكرد. پس او را عزل كرد! يك. يك مراقب گذاشت كه او را تحويل بدهند، اين مراقب در يك لحظه خوابش برد، غافل شد، اين نماينده فرار كرد، فرار كرد و رفت و به معاويه متصل شد. آنجا هم بر ضرر علي بن ابيطالب شعر گفت.
حضرت امير(ع) فرمود كه: مردم! وضو بگيريد و جمع شويد، بعد از نماز همه دستها بالا، بگوييد: مرگ بر فلاني! فلان والي كه زكات اضافه گرفته و فرار كرده است.
اگر كسي چند كيلو گندم از بيت المال بدزدد، اميرالمؤمنين(ع) به مردم دستور ميدهد كه وضو بگيريد، در مسجد نماز بخوانيد و دست جمعي بر او نفرين كنيد. حالا اينهايي كه ما بعد از نماز، به آنها نفرين ميكنيم، به اندازهي چند كيلو گندم ندزديدهاند؟ بنابراين بر همهي كساني كه خون مظلومين را ريختهاند بايد لعنت كنيم و اين جزء دينمان است. خوب اين دو كلمه براي روز جهاني مبارزه با بيسوادي و روز شهداي هفده شهريور.
اما بحثمان چيست؟ بحث ما راجع به تربيت بود، خيلي حرف دارد. من باور نميكردم كه تا اين حد حرف داشته باشد. من يادداشتهاي خودم را نگاه كردم، ديدم تقريباً شايد حدود صد جلسه حرف داشته باشم، و ما فكر كرديم كه بيست جلسه حرف دارد. حالا من ميخواهم اگر توفيقي باشد، يكي دو جلسه راجع به تربيت اقتصادي صحبت كنم. چون تربيت جنسي، تربيت سياسي، تربيت خانوادگي، عرض كنم كه انواع تربيتها را گفتيم، يك جلسه هم راجع به تربيت اقتصادي صحبت كنيم. يك صلواتي بفرستيد. (صلوات حضار)
2- توجه اسلام به کسب حلال در امور اقتصادی
موضوع بحثمان تربيت اقتصادي است. تربيت اقتصادي يعني لقمهي حلال! فارسي و قهوهخانهاي و روان آن لقمهي حلال است. فقه اسلام حدود پنجاه كتاب دارد، دو سه موردش براي نماز و روزه است. مثلاً كتاب طهارت، نماز، زكات، خمس، حج، جهاد، امر به معروف، نهي از منكر، كفارات... تا اين بخش براي عبادات است. ولي مابقي آن براي کسب حلال است. اجاره، رهن، ارث، ورشكستگي، ضامن شدن، كتاب حواله، كفيل شدن، شريك شدن، مضاربه، مزارعه، مساقات، عاريه، جعاله – جعاله يعني مثلاً هر كس اين را پیدا كرد، من اين قدر به او ميدهم، جايزه تعيين ميكنيم، جعاله! – وصيت، وكالت، وقف، هبه، غصب، زنده كردن زمينهاي موات، لقطه – چيزي را آدم پيدا كند – اينها همهاش در خصوص کسب حلال است. اين نيست كه اسلام در خصوص اقتصاد حرف نداشته باشد.
مال در نظر قرآن چيست؟ لقبهاي مال اين است،
1- «زينةٌ»! «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا» (كهف/46) ميگويد: مال زينت است. زينت هم چيز خوبي است.
2- مال در اسلام خير است. ميگويد اگر كسي مرد و خيري گذاشت، وصيت كند. خير يعني مال! «إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّة» (بقره/180) يعني «إِنْ تَرَكَ مالاً» يعني به دنيا خير گفته است.
3- مال قوام است. يعني سبب روي پا ايستادن است. اگر مال نباشد انسان فرو ميريزد. قرآن ميفرمايد: «أَمْوالَكُمُ الَّتي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياما» (نساء/5)
4- مال فضل است. فضيلت است. قرآن ميگويد: نماز جمعه كه تمام شد، برويد و مغازهها را باز كنيد، «وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّه» (جمعه/10) از فضل خدا درآمد داشته باشيد.
5- مال نيكي است، نيكو است. «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَة» (بقره/201) «حَسَنَة» يعني نيكو!
اين لقبهايي است كه قرآن به مال داده است.
6- مال مدد الهي است. قرآن ميفرمايد كه: «وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ» (اسراء/6) «أَمْدَدْ» يعني مدد! كمكتان كردم. امداد. حالا! پس مال دنيا بد نيست. آقاي قرائتي! تا حالا ميگفتي: دنيا خوب نيست! چه وقت من گفتم خوب نيست؟ علاقهي به مال خوب نيست. مال خوب است. علاقهي به دنيا خوب نيست. بدون مال كه نميشود زندگي كرد. مثلاً بدون كفش نميشود راه رفت. اما عشق به كفش ارزش ندارد.
علاقهي به دنيا! علاقهي مفرطش خوب نيست. آنجا كه خدا انتقاد ميكند، ميفرمايد: «وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا» (فجر/20) «حُبًّا جَمًّا» يعني علاقهي مفرط دارد. اين بد است. كه انسان ديگر به فقراء كمك نميكند، هيچ وقف و ايثار و خدمتي به جامعه نميكند، مرتب پول جمع ميكند، پول جمع ميكند، و يك گاوصندوق گوشتي ميشود. گاوصندوق آهني در بانكها هست در مغازهها هم هست. بعضيها گاوصندوق گوشتي هستند. يعني هيچ نم پس نميدهند. اين بد است. بخل بد است. وگرنه دنيا خوب است.
3- کسب مال وظیفه است، اما ثروت ارزش نیست
خدا هم از ما خواسته است كه زمين را آباد كنيم. ميفرمايد: «أَنْشَأَكُمْ» هر چه عربي ميخوانم قرآن است. «أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ» يعني خدا شما را از زمين آفريد.«وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها» (هود/61) ازشماخواست زمين راآباد كنيد.پس هم دنيا خوب است، يك.هم خدا از ماخواسته است كه دنيارا آباد كنيم.
ولي با همهي خوبيهايي كه دارد اسلام اينها را دليل بر كمال، مقام، حق بيشتر، احترام زياد نميداند. نگفتهاند كه اگر كسي مال دارد، سلامش كنيد. پست به او بدهيد. شرط رهبري پول باشد، ابداً! رئيس جمهوري، ابداً! قاضي، ابداً! امام جمعه، ابداً! هيچ پستي بر اساس پول داده نميشود. اين يك مورد. هيچ مقامي بر اساس پول داده نميشود كه مثلاً كسي كه پولش بيشتر است بيايد صف اول، آن كسي كه پولش بيشتر است مرخصي بيشتري بگيرد. هيچ! هيچ امتيازي نيست. پول و دنيا خوب است، اما هيچ امتيازي در اسلام بر اساس پول به هيچ كس داده نميشود. اين هم دو!
سوم! در تربيت اقتصادي اسلام، ميگويد: هر كس دارد، دليل بر خرج كردنش نيست. اكسيژن زياد است، اما همه را تو ميخواهي در ريهات كني؟ گندم هم زياد است، همه گندمها بايد در معدهي ما برود؟ يعني حتي آن كسي هم كه داراست و مالك است و صد در صد حلال است، حق اسراف ندارد. محدوديت دارد. اين هم مورد سوم!
چهار! اينها همه سرفصلها است و هر كدام كلي حرف دارد. منتهي من چون خيلي حرف است، چه كنم، بايد خيلي فشرده بگويم. در مالكيت جنسيت مطرح نيست، مذهب هم مطرح نيست. اين زن است يا مرد؟ زن ميتواند ميلياردر باشد. يهودي است يا مسيحي؟ ميتواند ميلياردر باشد. مذهب مطرح نيست، نژاد مطرح نيست، سرخ پوست است و سفيد پوست است، جنسيت هم مطرح نيست.
4- مذمّت فقر در آیات و روایات
خوب! قرآن ميفرمايد كه فقر بد است. «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوى * وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى *وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى» (ضحي/6- 8) «عائِل» يعني محتاج! «اَغْنى» يعني تو را غني كرديم. پيغمبر يادت ميآيد كه تو فقير بودي، من وضع ماليات را سر و سامان دادم، اين پيداست كه آدم وضعش خوب باشد، يك نعمتي است. خدا در نعمتهايي كه به پيغمبرش داده است، ميگويد: 1- «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوى» يتيم بودي، به تو سرپناه داديم. «وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى» متحير بودي، از تحيّر بيرون آورديم. فقير بودي، زندگيات را سر و سامان داديم. پس مال خوب است، فقر هم بد است.
امام صادق(ع) ميفرمايد: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْر» (الكافي/ج4/ص402) پناه ميبرم به تو از اينكه كافر باشم، پناه ميبرم به تو از اينكه فقير باشم. فقر چيز خوبي نيست. البته يك فقر خوب است.
ما دو رقم فقر داريم، فقر دو رقم است. يكي فقر تحميلي است، يكي فقر انتخابي است. فقر انتخابي خوب است. يعني درآمد هست، اما چون حرام است، من روي گوني مينشينم و روي قالي حرام نمينشينم. من اين گوني را انتخاب ميكنم. اين فقر خوب است. فقر تحميلي يعني چه؟ يعني ديگران حقت را بخورند، فقير نگهت دارند. فقر تحميلي يعني چه؟ يعني به خاطر بيسوادي فقير شدهاي! به خاطر بيهمتي فقير شدهاي! به خاطر تن پروري فقير شدهاي! به خاطر استثمار ديگران فقير شدهاي! ديگران تو را استثمار كردهاند. اين فقرها تحميلي است. اما فقر انتخابي! قرآن راجع به فقر انتخابي ميفرمايد: «لِلْفُقَراءِ الَّذينَ أُحْصِرُوا في سَبيلِ اللَّه» (بقره/273) اينها ميتوانستند پول دار باشند. خودشان! يك دانشجو ميتواند مثلاً برود دنبال يك كاري و پول هم پيدا كند، اما تشخيص ميدهد كه علم بهتر از پول است. با حداقل هزینه، زندگي ميكند كه با سواد شود. يك طلبه همينطور طلبه كه بيل به كمرش نخورده است، بستگان همين طلبه تجارت ميكنند، كار ميكنند، كشاورزي ميكنند، پولدار هستند. اين چون رفته است كه با فقه آشنا شود، اين انتخاب كرده است. پس فقر دو نوع است. فقر انتخابي كمال است، فقر تحميلي بد است.
پس مال دنيا خوب است. زينت است، خير است، قوام است، فضل الهي است، حسنه است، مدد الهي است. اينها خوب است. اما معناي خوب اين نيست كه ما سرگرم جمع مال بشويم. قرآن ميفرمايد كه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» اي كساني كه ايمان آوردهايد، «لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ» (منافقون/9) اموال و سرمايه شما را غافل نكند. غافل نكند. دنيا خوب است، اما به چه اندازه خوب است؟ به اندازهاي كه شما غافل نشويد.
5- مذمّت بیکاری و تنبلی در اسلام
حديث داريم كه امام باقر(ع) فرمود: «وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَلُ» (الكافي/ج5/ص85) آن كسي كه حال کار در اين دنيا را ندارد و نسبت به دنيا كسل است، نسبت به آخرت كسالتش بيشتر است. اين را صبح قلقلك ميدهند، غروب ميخندد. بيحال است. خوب آن بيحالي و بيعاري خيلي بد است.
افرادي خدمت امام آمدند، امام به يكي فرمود: شغل شما چيست؟ فرمود: من بيكار هستم. تا گفت: من بيكارم! امام رويش را برگرداند و فرمود: من نميخواهم به آدم بيكار نگاه كنم. معناي كار هم فقط اداره نيست. تا ميگوييم: کار، يعني يك ميزي... نه! كار فقط اداري نيست. هر كاري مفيدي باشد، حالا در اداره باشد، در كارخانه باشد، درمزرعه باشد.كارهم فقط كار بازويي نيست، كارهاي علمي... استاد دانشگاه بيكار است؟ بيكار كه نيست.
من همين نيم ساعتي را كه براي شما صحبت ميكنم، اگر خواسته باشم برآورد كنم كه اين نيم ساعت چقدر است، بايد بگويم بين سه ساعت تا پانزده ساعت است. اگر مثل «قل هو الله» حرفها را به ياد داشته باشم، دو سه ساعت تنظيم آن كار ميبرد، اگر هم خواسته باشم كه از نو توليد كنم، كه مطلبش هم در ذهنم نباشد، شده است من وقتهايي مثلاً چهل ساعت براي بيست دقيقه حرف زدن كار كردهام. گاهي هم اينطور شده است. به هر حال نبايد به يك كسي مفت خور گفت! معلم كار ميكند، استاد دانشگاه كار ميكند، طلبه كار ميكند.
پس كار بازويي داريم و كار مغزي داريم، يك! كار اداري داريم و كار غير اداري داريم، دو! زن و مرد هم بايد كار كنند، منتها اسلام براي كار زن يك فرمولي گذاشته است. زنها يك مشكلاتي دارند كه مردها ندارند، اسلام ميگويد اين وسط چه كار كنيم؟ ميگويد: «عَلِّمُوهُنَّ الْغَزْل» (مستدرك/ج13/ص187) يعني ياد بدهيد به خانمها، «عَلِّمُوهُنَّ الْغَزْل» «الْغَزْل» يعني بافندگي! در بافندگي درآمد هست، توليد سلامتي در آن هست، پرورش استعداد در آن هست، ضمناً با ويار و حاملگي هم ميسازد. هر لحظه مشكلي پيدا كرد، اين طور نيست كه سر ساعت هشت بايد اداره برود. به سرويس برسد، نرسد، بچهاش را كجا بگذارد، مهد كودك را چه كند، اگر بچهاش گريه كرد، چطور شيرش بدهد؟ به چه كسي او را بسپرد؟ نه در يك محيط آرامي يك كار دستي بكند، امروز اسمش را چه ميگويند؟ صنايع دستي! صنايع دستي، يك طوري باشد كه تا بچهاش گريه كرد، مثلاً فرض كنيد ميبافد، تا بچهاش گريه كرد، در دو ثانيه ميگذارد كنار و بچهاش را بغل ميكند. در محيط آرام، صنايع دستي! هم پول در آن است و هم رفت و آمد ندارد، وقتش تلف نميشود. البته اين حداقل است. معنايش اين نيست كه زن از خانه بيرون نرود. هر كاري كه جامعه نياز داشت، زن هم ميتواند انجام بدهد، پزشك زن، معلم زن، استاد دانشگاه زن، ما در همهي صحنهها آنجايي كه زن هست، بايد از نيروي زن هم استفاده كرد. منتهي بايد مواظب آن شرايط هم بود.
6- مذمّت حرص و طمع در کسب مال و ثروت
خوب! آدم حريص اول خودش را فراموش ميكند، اينهايي كه مال دنيا را خيلي دوست دارند. مال دنيا را دوست دارند، حالا! خودش را فراموش ميكند. خدا را هم فراموش ميكند. حساب را هم فراموش ميكند. دوستانش را فراموش ميكند، سلامتي خودش را هم فراموش ميكند. آدمي كه حرص ميزند، چون ميخواهد پول زيادي به دست آورد، يادش ميرود كه مريض میشود، سلامتياش را از دست ميدهد. رفقايش را از دست ميدهد، چون حرص دارد، سخاوت ندارد. آدم حريص چند چيز را فراموش ميكند. 1- خدا را فراموش مي كند. 2- خودش را فراموش ميكند. 3- سلامتي را فراموش ميكند. 4- دوستانش را فراموش ميكند.
حالا! يك مثال تاريخي هم براي شما بزنم. شخصي به نام ثعلبه بود. ايشان نزد پيغمبر آمد و گفت: دعا کن وضع من خوب شود. فرمود: وضعت خوب است. گفت: نه! من ميخواهم سرمايهدار شوم. حضرت فرمود: همين كه داري تو را بس است. پیامبر دعا کرد: خدايا وضع اين را خوب كن. وضعش خوب شد و دامداري و كشاورزي و گاوداري و گوسفندداري و در مدينه جايش تنگ شد. رفت چند كيلومتري بيرون مدينه و كشاورزياش را توسعه داد، وضعش خوب شد و پيغمبر فرستاد كه زكاتت را بده! گفت: زكات بدهم؟ زكات چه چيزي را؟ كمكم قيچي شد، اول از نماز جماعت قيچي شد، بعد كمكم جمعهها هم نميآمد، و همينطور يك ذره يك ذره به خاطر پول و اشتغال نشد.
افرادي هستند كه وقتي پولشان زياد ميشود، خدا را فراموش ميكنند. قرآن ميفرمايد كه: اينها وقتي فقير هستند «عاهَدَ اللَّهَ» يعني با خدا عهد ميبندند. پيمان ميبندند، «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ» اگر خدا از فضلش به ما كمك كند «لَنَصَّدَّقَن» صدقه ميدهيم و زكات ميدهيم. «وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحين» (توبه/75) فرد صالحي هم هستيم. ولي همين كه به او داديم، بدمستي ميكند. خيلي در قرآن آيه داريم. بارها در قرآن گفته است كه انسان وقتي گير ميكند، ميگويد: «يا الله»، «يا الله»! «فَلَمَّا نَجَّاهُمْ» (عنكبوت/65) جفتك مياندازد. خدا گله ميكند. خيلي گله ميكند. «فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْك» سوار كشتي ميشود، ميبيند موج آمد، ممكن است غرق بشود، «دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصين» «يا الله» «فَلَمَّا نَجَّاهُمْ» يادش ميرود. عروس و داماد بچه دار نمیشوند، ميگويد: خدايا! «لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً» اگر يك اولاد صالحي به ما بدهي، «لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ» (اعراف/189) ما شاكريم و شكر ميكنيم. همين كه خدا به آنها بچه داد، حاضر نيستند حتی اسم فاطمه و علي روي بچهشان بگذارند. اول التماس ميكرد. آن وقت حاضر نيست اسمش را چنین بگذارد. چندين جاي قرآن خداوند گله ميكند از آدمهايي كه وقتي گير ميكنند، «يا الله» ميگويند، وقتي از گير نجات پيدا ميكنند، خدا را فراموش ميكنند.
خوب! بحثمان چيست؟ بحثمان تربيت اقتصادي است. نقش اقتصاد در تربيت! همان چيزي كه دكتراي علوم تربيت، شرق و غرب با هم خوابشان رفته است. ميگفت: يك بچهاي درب خانه ايستاده بود و گريه ميكرد، گفتيم: چه شده است، آقاجان! گفت: ميخواهم زنگ را بزنم، نميتوانم. گفتم: خوب گريه ندارد، من براي تو ميزنم. گفت: نه! ميخواهم خودم بزنم. يكي از وزراء ميگفت. ميگفت: دلم سوخت براي بچه! گفتم: خوب! بغلت ميكنم، تو زنگ بزن. ميگفت: اين بچه را بغل كردم، زنگ در خانه را زد، او را زمين گذاشتم، گفت: بيا با هم فرار كنيم. اين ميخواست زنگ را بزند و فرار كند.
7- برکت نداشتن مال حرام
حالا از جاهايي كه دكتراي علوم تربيتي شرق و غرب با هم بايد فرار كنند، اين است كه نميدانند لقمه حرام در تربيت اثر دارد. «انَّ الْحَرَامَ لَا يَنْمِي» حديث داريم كه مال حرام رشد نميكند. ميگويد: آقا ما ديديم رشد كرد. ما ديديم رشد كرد. روايت ميگويد: «وَ إِنْ نَمَى لَمْ يُبَارَك» (وسائلالشيعة/ج17/ص82) رشد هم كند، بركت ندارد. شما نگاه نكن كه چه خانهاي، چه قاليهاي ابريشمي، ببین! از پارسال تا الان چند نفر گرسنه روي اين قاليها سير شده است؟ ممكن است يك خانهاي قالي نباشد و موكت باشد، نمد باشد، اما سالي صدها نفر در اين اتاق گرسنه ميآيند، سير ميروند. اما روي اين قاليهاي ابريشمي يك گنجشك يك دانه نميخورد. مهم اين نيست كه مهر شما چقدر است. بعضيها را ديدهايد؟ آدم بعضي خانهها ميرود، سجادهاش به اندازهي يك بقچهي حمام است. يك پارچه از مكه، يك پارچه از مدينه، گلدوزي، تسبيحهاي رنگارنگ، خوب روي اين سجاده چند نفر نماز ميخواند؟ خودنويس گران است، اما يك صفحهي حق با اين نوشتهاي؟ گرانياش مهم نيست. خودنويس گران، مهر بزرگ، خانهي گران! مال حرام نمو نميكند. اگر هم نمو كند، بركت نميكند.
حديث داريم: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْتَرِفَ الْأَمِينَ» (وسائلالشيعة/ج17/ص23) خداوند كسي كه حرفهاي داشته باشد و امين باشد، دوستش دارد. «اتَّجِرُوا» تجارت كنيد. «بَارَكَ اللَّه لكم» (الكافي/ج5/ص149) خداوند به شما بركت ميدهد. «ازْرَعُوا» زراعت كنيد. «وَ اغْرِسُوا» (الكافي/ج5/ص210) «غرس» درخت بكاريد. «فَلَا وَ اللَّهِ مَا عَمِلَ النَّاسُ عَمَلًا» به خدا قسم انسان كاري را بهتر از اين نميكند، «أَحَلَّ وَ لَا أَطْيَبَ مِنْه» حلالترين و طيبترين درآمدها كشاورزي است. «الزَّارِعُونَ كُنُوزُ الْأَنَام» (الكافي/ج5/ص211) كشاورزها گنج هستند، كشاورزها گنج مردم هستند.
پيغمبر فرمود: «الْعِبَادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَالِ» (الكافي/ج5/ص78) عبادت هفتاد جزء دارد، بهترين جزء عبادت اين است كه انسان كار بكند. يك وقت امام صادق(ع) احوال يك نفر را پرسيد، فرمود: فلاني احوالش چطور است؟ گفتند: الحمدلله خوب است، در خانه مشغول عبادت است. گفت: صبح تا شب در خانه عبادت ميكند؟ بله! قرآن ميخواند، نماز ميخواند، گفت: خرجياش را چه كسي ميدهد؟ گفتند: خرجياش را دوستانش ميدهند. فرمود: عبادت دوستانش از عبادت خودش ارزشش بيشتر است. اينطور نيست كه كسي برود در خانه و نماز بخواند و يك عده هم خرجش را بدهند. نخير! «وَ اللَّهِ لَلَّذِي يَقُوتُهُ» امام صادق قسم خورده است. قسم امام صادق غير از قسمهاي ديگر است. به خدا آن كسي كه زندگي ايشان را تأمين ميكند، «أَشَدُّ عِبَادَةً مِنْهُ» (الكافي/ج5/ص78) عبادتش از او بيشتر است.
امام صادق (ع) مشغول كاري بود. آمدند گفتند: آقاجان شما كار را بگذار ما انجام ميدهيم. يا غلامها انجام ميدهند. فرمود: «لا دَعوني» (فقيه،ج3،ص163) رهایم كنيد ميخواهم خودم انجام بدهم. «فَإِنِّي أَشْتَهِي» من دوست دارم. «أَنْ يَرَانِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْمَلُ بِيَدِي وَ أَطْلُبُ الْحَلَال» (فقيه،ج3،ص163) دوست دارم كه خداوند ببيند من دارم دنبال رزق حلال كار ميكنم. قرآن ميگويد: «حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّه» (مائده/88)
اگر ما لقمههاي بچههايمان را حلال نكنيم، امور تربيتي، روانشناسي كودك، روان شناسي بزرگ، برنامههاي تلويزيون، خطبههاي نماز جمعه، هركاري ميكنيم فايده ندارد. چون در شكم اين لقمهي حرام است. مثل اينكه در هواپيما بايد بنزين بريزيم، قير بريزيم. اگر در يك هواپيما قير بريزي، تمام خلبانهاي شرق و غرب هم بيايند، اين هواپيما نميپرد. چون قير در شكمش ريختی. با لقمهي حرام حتي عبادت، كسي اگر عبادت كند، لقمهاش حرام باشد، حديث داريم عبادت با لقمهي حرام مثل ساختمان روي شن است، روي ريگ است. يعني پايين ميافتد. خيلي حرفهايم ماند. شايد يك بيستم آن را گفتم. ما دست به يك چيزي زديم نفهميديم چيست؟ فكر كرديم تعليم و ترييت ميشود ده بيست جلسه تمام شود. ولي حالا ببينيم به كجا ميرسيم.
خدايا تو را به حق محمد و آل محمد همهي ما را از لقمهي حرام و شبهه دار دور بفرما.
خدايا ما را از همهي حرامها، خصوصاً حرف حرام، نگاه حرام، كلام حرام، لقمهي حرام، رابطهي حرام، فكر حرام، از همهي حرامها ما را دور بدار.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
مقام معظم رهبری:امروزاولویت اصلی کشورمبارزه باجنگ نرم کشوراست.